می گویند یک بابایی هروقت پوست موز کف خیابان یا جایی می دید، می گفت: ای بابا! دوباره باید بخورم زمین!حکایت خیابانی هم دیگر همین شده. هر وقت که صدای "سلام" استاد در شروع بازی فوتبالی به گوش می رسد بینندگان تلویزیونی همه آجیل و تخمه میاورند و منتظر می شوند لحظات شاد و مفرحی را در کنار جعبه جادویی و لسان جادویی تر(!) استاد بگذرانند. تعابیر عجیب و غریبی مثل "داور دونده وخوش نفس" در کنار پیش بینی های غلط استاد همه و همه تنها بخشی از گنجینه واژگان استاد در بازی سایپا و پرسپولیس هفته 4 ام بود. درکنار اینکه استاد سخن جواد کهن جایی از گزارش نبود که به طرفداری از میزبانی شهرش سخنی نگوید و تا میشد برای مسیولان کرجی نوشابه باز کرد. به نحوی که برخی جاها بیننده تلویزیونی حس می کرد گزارشگر استانی دارد بازی را گزارش می کند. و حالا هم این شما و این هم صحبت های نغز جناب خیابانی:
1. محمد نوری با کوتاه کردن موهاش شکل کاپیتان پرسپولیس رو به خودش گرفته و مرتب و منظم تر شده
2. دقیقه 65 بازی رو سپری میکنیم و این یعنی 20 دقیقه از نیمه دوم گذشته و بازی داره تموم میشه و وقتش رو به سرازیریه و دقایق حساس تر میشن
3. بازی خوب پرسپولیس رو شاهد هستیم. از کسایی که باعث شدن این بازی تو کرج برگزار بشه ممنونیم. دستشون درد نکنه. ایول به کرجیا که باشایستگی از پس میزبانی این بازی در اومدن
4. نفس همه پرسپولیسیا تو سینه حبس میشه. نه فقط تو ورزشگاه کرج بلکه همه اونایی که تلویزیونشون روشنه و تو ایران دارن بازیو میبینن!
5. حالا فیرات(سرمربی سایپا) میخواد یه مهاجم بفرسته تو، مهاجم معروف(!) ایران، مقداد قباخلو!
6. توپ نارنجی رنگی که امسال برای همه تیم ها نارنجی هست. اینطور نیست که فقط برای سایپا نارنجی باشه چون که نارنجی میپوشه. تا آخر فصل توپ همینه!
7. نیلسون کوریا دروازه بان تیم سایپا ببخشید پرسپولیس!
8. این زمین تنها جایی که دایی در اون قهرمان شده البته قهرمان لیگ برتر! چون تو جام حذفی هم قهرمان شده
8. بازیکن سایپا توپ رو میزنه به هوای اینکه بازیکنی مصدوم شده. بله. اونطرف زمین! یه بازیکن مصدوم شده
9. ابراهیم صادقی انصافأ در نیمه دوم خیلی بهتر از نیمه دوم بوده!!!
10. با گلی که پرسپولیس هنوز نزده و با یک گلی که سایپا زده، بازی همچنان یک بر صفر به نفع سایپا در خانه!!!
و این داستان ادامه دارد......
همشهری جوان، شماره 420