شب آرزوها

                                   الهی اترانی ما اتیتک الامن حیث الامال

خدایا مرا ببین!تنها به خاطر آرزوهاوامیدهایم به درگاه تو آمده ام.

خداوندا!درهای رحمت تو همواره به روی بندگان باز است ودست عطایت گشاده .بندگان توهرزمان

که صدایت کنند پاسخ میدهی واگر خالصانه آرزو کنند می بخشی.

امشب اما شب دیگری است.شب آرزوهاست.امشب من تمام دعاهاوآرزوهای عمرم را یک جابه

درگاهت آورده ام.امشب درپی آنم که به اندازه یک عمر از توطلب کنم.تو تنها کسی هستی که

وقتی آرزوهایم را با اودر میان می نهم. احساس خفت وحقارت نمیکنم.تنها تویی ک دوست دارم

تمام غم هایم را برایش مو به مو شرح دهم.تو هرگز به آرزو هایم نمی خندی .مرا به خاطر آرزوهایم

تحقیر نمی کنی.من در حضور تو حتی از کوچک ترین آرزوهایم چشم نمی پوشم.همه  رویاهایم را

هرقدرکوچک هر قدر کودکانه به تو می گویم.خدایا کمکم کن آرزوهایم شایسته وروا باشد.

کمکم کن بهترین ها را آرزوکنم.من با آرزوهای خویش زنده ام.به من بیاموز جیزی را ارزو کنم 

که تو دوست داری.

                                     خدایا مرا به آرزوهایم برسان

استقلال

                                  فقط آبی

 

      فقط ناصر

 

      فقط فرهاد

ادامه نوشته

فقط برای عشاق!!

مــــادر

عاشقانه برای ماماناتون بنویسید

دومین پست نوروزی من

                                        بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی

بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو

بوی یاس جانمازترمه ی مادربزرگ

با اینا زمستونو سر می کنم

با اینا خستگی مو درمی کنم

شادی شکستن قلک پول

وحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد

بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب

بااینا زمستون وسر می کنم

بااینا خستگی مودرمی کنم

فکرقاشق زدن دخترناز چشم سیاه

شوق یک خیز بلنداز روی بته های نور

برق کفش جفت شده تو گنجه ها

بااینا زمستون وسر می کنم

بااینا خستگی مودرمی کنم

عشق یک ستاره ساختن با دولک

ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عیدمدرسه

بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

بااینا زمستون وسر می کنم

بااینا خستگی مودرمی کنم

بوی باغچه بوی حوض عطرخوب نذری

شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن

توی جوی لاجوردی هوس یه آب تنی

بااینا زمستون و سر می کنم

بااینا خستگی مو درمی کنم

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

اولین پست نوروزی

اگه قرارباشه توی سال جدید3تا از

آرزوهاتون براورده شه. دوست  دارید کدوم

آرزوهاتون باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پسر خاله

عاشق پسر خاله کلاه قرمزی ام

رفته یه کیک مسموم رو تنهایی خورده بود تا بقیه مریض نشن!!!!!!

بهش گفتن خوب چرا ننداختیش دور؟گفته:مگه چیه خوب مورچه ها میخوردن

به مورچه که نمیشه سرم وصل کرد!!!!!!!!!!!

این یعنی آخر معرفت.یاد بگیرید

امتحان بسته لری-لکی

 1.دینگیلی دینگو چیست؟

2.اسامل رایج پیتزای لری در لرستان؟(سه مورد)

3.تش دکلت و شارت بشیوه کنایه از چیست؟

4.حرکت تمامی لرها هنگام خوردن نوشابه چگونه است؟


توضیحات:1.تفلب در این امتحان آزاده

2.مراقبین:صادقی-اون آقاهه که موقع امتحان میان ترم بهداشت بودن

3.دوس دارم همتون بیفتید بعد من مثل بعضی استادا نباشم همتونو پاس کنم

آشپزی(آش ترخینه یا کشکینه)

با توجه به فرا رسیدن فصل سرما تصمیم گرفتم آش مخصوص لرستان رو آموزش بدم.

مراحل آماده سازی:ابتدا گندم را آسیاب کرده نه در حدی که به آرد تبدیل شود.در زبان لری به این ماده هوروش می گویند.بعد دوغ خس(خس یعنی غلیظ)به گندم ها اضافه کرده و میزاریم تا۲روزدر دوغ باقی بماند.سپس از ماده مورد نظر به اندازه کف دست برمی داریم و زیرآفتاب قرارداده وسبزیهای معطر به آنها اضافه کرده و  میزاریم تا چند روز باقی بماند تا کاملا خشک شود. این کارو در اواخر تابستان انجام میدن. 

مراحل پخت:ابتدا عدس وماش را به میزان لازم در یک ظرف قرار داده ومیزاریم تا بپزد.در ظرف دیگر ترخینه ها را به همراه آب جوش میذاریم وباید به طور مداوم هم بزنیم تا به هم نچسبد.پس از آنکه عدس وماش پخته شد به آش اضافه کرده ونمک وفلفل وزردچوبه را نیز اضافه میکنیم.در پایان در صورت دلخواه پیازداغ وسیرداغ را اضافه میکنیم.

نکات:

۱-میزان رعایت بهداشت با مزه این آش رابطه عکس دارد.

۲-خوردن یک کاسه از این آش معادل دو آمپول پنیسیلین میباشد.

نوش جان با تشکر از پویان برای تایپ این مطلب

.......

زن وشوهر فقیر توافق کردند که برای کم شدن هزینه هاشون در را برای هیچ کس باز نکنند.       

ابتدا پدر ومادر پسر آمدند.زن وشوهرنگاهی به هم دیگر انداختنداما چون از قبل توافق کرده بودند

هیچ کدام در رابازنکردند.ساعتی بعد پدرومادردختر آمدند.اشک در چشمان زن جمع شدودر این

حال گفت:نمی تونم ببینم که پدرومادرم پشت در باشند و درو به روشون باز نکنم.شوهر چیزی نگفت و در را به روشون باز کرد.سال ها گذشت.....خداوند به آن ها چهار پسر داد.پنجمین فرزندشان دختر بود.پدر که دیگر به وضعیت مالی خوبی رسیده بود برای تولد این فرزند بسیار شادی کرد و چند گوسفند سر برید

و مهمانی مفصلی داد.مردم متعجبانه از او پرسیدند:علت این همه شادی و میهمانی چیست؟مرد به سادگی جواب داد:این همون کسیه که درو به روی من باز می کنه............