انتخاب واحد ترم 4

بسته کلیه                       1410549     گروه 14

بسته سر و گردن              1410574     گروه 14       (این کد امکان داره تغییر کنه)

پاتولوژی تئوری(2)             1410559      گروه 14

پاتولوژی عملی                1410560      گروه 14

زبان تخصصی(2)              1410413      گروه 14

تربیت بدنی1(خواهران)      1000004      گروه 45

تربیت بدنی1(برادران)        1000004      گروه 46

متون اسلامی(تفسیر)      1000047       گروه 45

میکروب شناسی تئوری     1410513      گروه 14

میکروب شناسی عملی    1410514       گروه 14

ویروس شناسی              1410515       گروه 14


انتخاب واحد

بچه ها سریع انتخاب واحد رو انجام بدید چون ایمونولوژی (عملی) کد141(ساعت 14 تا 16) داره پر میشه . ترم گذشته این درس افتاده زیاد داشته . اگه دیر بجنبید میفتید کد 142 که ساعت 16 تا 18

روز از نو ، روزی از نو


با عرض سلام خدمت همکلاسی های عزیز :

دوستان از دانشگاه خبر اومد که  کلاس ها 23 شهریور شروع میشن . انتخاب واحد رو هم از یک هفته قبل از شروع کلاس ها باید انجام بدیم. رزرو غذا هم ک یادتون نره !

                                                                               تابستون خوش بگذره

فیزیک پزشکی!!!!!!

سلام . بچه ها اگه کسی سوالاتی رو که دکتر رسولی سر کلاس میگفت ، داره ، بذاره تو وبلاگ . چون میگن که از اونا هم تو امتحانش میاد.

راستی اگه نمیرسید جزوه بخونید به نظر من درسنامه و نمونه سوالات علوم پایه رو خوب بخونید جواب میده.


انگیزه بگیرید 2

آناتومی گری :

نکات بالینی تا صفحه 219 جز امتحان ، از صفحه 219 به بعد حذف بجز دو قسمت(صفحه 230 دیسکسیون آئورت و پایینش قوس آئورت و ناهنجاری های آن ).

اینم گفتم که موارد بالینی که بعد از آناتومی سطحی هستن تو امتحان نمیاد

          

                                                                                موفق باشید

انگیزه بگیرید

آناتومی ، کتاب دکتر تمجیدی از صفحه 60 تا آخر 65 خذف و نکات بالینی هم نمیاد.

آناتومی ، دکتر بیگی از کتاب گری از صفحه 235 ،مری، تا 237 ،سر نکات بالینی حذف.

درضمن نکات بالینی فقط اونایی که مربوط به قلب هستن میاد و آناتومی سطحی هم جز امتحانه.


شعری از من...


داشتم کتابخونمو مرتب میکردم یه دفه کاغذی رو دیدم که قبلا توش یه شعر نوشته بودم، این:


دل می گوید به آن رویای بارانی                    که چرا رویا در این دنیا نمیمانی

بمان تا بینی آن روی حقیقت                          که همچو ارزشش سنگ عقیقست

بمان رویا در این زندان حسرت                       گر امیدی به این دنیای عزلت

ندا داد،دل،ای  لانه ی عشق                         گرانمایه ترین میخانه ی عشق

بماندم در خیال مرد پاکی                               که قصدش بود رویایی ز خاکی

ازان دم که در آن خیال ماندم                           تمام دنیا را به کام خواندم

گذشت شب ها و روزهای آبی                        خیالاتی همه  وهم و سرابی

بماند آن مرد دانا در زمانه                                همچو حبابی در میان تازیانه

من رویای رنجور نگون بخت                             ببردم جان، از آن کین سرسخت

شکستند آن رویای لطیف را                             کینه ها و بغض های آتش افرا

آن مرد سراسر مملو از شور                            خواهان خرمنی از عشق و سرور

شد پشیمان ز کردار خویش                             که بیهوده نمود رویا ز پیش

ندارد ارزشی خاک خردل صفت                        که غارت کند مهر را از کفت

که گر دیدی جهان ز کار مانده                           بدان رویا ، به جایش خار مانده

              

                                                                        ( میثم رسولی )


اتاق عمل


قبل از اینکه برم بیمارستان به بچه ها گفتم تو وبلاگ از طرف من از همه بخوان اگه بدی ای از من دیدن حلال

کنن آخه تو تهران به اینترنت دسترسی نداشتم .

بالاخره بیهوشیه دیگه ممکنه به هوش نیایی، که البته به دلیل بیهوشی های پی در پی ای که داشتم تا 4 ساعت به هوش نیومدم و تو ریکاوری موندم و همین باعث شد مامانم ضعف کنه و بیفته.بنده خدا فکر کرده بود مردم.

وقتی به هوش اومدم اول از هر چیز یاد بچه های کلاسمون افتادم.(نمیدونم چرا) اما اینو بگم که دلم واسه همتون تنگ شده بود ، مخصوصا قبل از عمل.

تا لحظه ای که خونم خاک بشه هیچ کدومتونو از یاد نمیبرم

رویایی دارم....

اگه من طراح سوالات ترم اول بودم ، اینطوری طرح میکردم:

ادامه نوشته

دومین سور

به دلم افتاده که بهتون سور بدم .

موافق ها ، موافقت خودشونو اعلام کنن تا بدونم چقدر باید پیاده بشم

دلم پره

میخواستم زندگی کنم ،راهم را بستند

ستایش کردم، گفتند خرافات است

عاشق شدم، گفتند دروغ است

گریستم،گفتند بهانه است

خندیدم، گفتند دیوانه است

دنیا را نگه دارید،می خواهم پیاده شوم

تزریق خون

دختری به بیماری عجیبی گرفتار شده بود و تنها شانس زنده ماندنش انتقال کمی خون به او بود،در صورتی که فقط برادر پنج ساله اش میتوانست به او خون دهد.دکتر با برادر کوچک صحبت کرد،پسرک پرسید:آیا در این صورت خواهرم زنده خواهد ماند؟دکتر جواب داد: بله و پسرک قبول کرد.

اورا کنار تخت خواهرش خواباند و لوله های تزریق را به بدنش وصل کرد. پسرک به خواهرش نگاه کرد و لبخندی زد و در حالی که خون از بدنش خارج میشد،به دکتر گفت:آیا من به بهشت میروم؟!

(پسرک فکر میکرد قرار است تمام خونش را به خواهرش بدهند)

قانون کدخدایی

ماده 274 :

نویسنده های گرامی طبق این ماده لطفا نظرهای با اسم مستعار را تایید نکنید، حتی اگر میدونید چه کسی اونو نوشته .

به خدا تایید نکردن نظرهای با اسم مستعار کار سختی نیست!

از همین جا به مجرد میگم خجالت بکش،اگر جرات داری با اسم خودت نظر بذار،چون طبق این قانون نظر مستعار تایید نمیشه!

فقیر از دیدگاه ثروتمند


ادامه نوشته

صداقت خیلی قشنگه

دویست و پنجاه سال پیش از میلاد؛ در چین باستان؛ شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند، تا دختری سزاوار را انتخاب کند. وقتی خدمتکار پیر قصر، ماجرا را شنید غمگین شد چون دختر او بسیار زیبا و مخفیانه عاشق شاهزاده بود. دختر گفت او هم به آن مهمانی خواهد رفت. مادر گفت: تو شانسی نداری،تو دختر یک خدمتکاری، دختر جواب داد: می دانم که شاهزاده هرگز مرا انتخاب نمی کند، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم. روز موعود فرا رسید و همه آمدند. شاهزاده رو به دختران گفت: به هر یک از شما دانه ای می دهم، کسی که بتواند در عرض شش ماه زیباترین گل را برای من بیاورد، ملکه آینده چین می شود. همه دختران دانه ها را گرفتند و بردند. دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت. سه ماه گذشتو هیچ گلی سبز نشد، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گلکاری را به او آموختند، اما بی نتیجه بود، گلی نرویید. روز ملاقات فرا رسید، دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدانهای خود داشتند. لحظه موعود فرا رسید شاهزاده هر کدام از گلدانها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود! همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است. شاهزاده توضیح داد: این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند: گل صداقت... همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود...

تعریف دانشجو

موجودی نحیف ، عصبی ، بی پول و شبیه به انسان که از تخم مرغ و گوجه تغذیه میکند و دشمنی عجیبی با کتاب دارد .


 روز دانشجو مبارک

ادامه نوشته

من اومدم

شخصی را به جهنم می بردند در راه بر میگشت و به عقب خیره میشد.ناگهان خدا فرمود: اورا به بهشت ببرید،فرشتگان پرسیدند چرا؟ پروردگار فرمود او چند بار به عقب نگاه کرد ، او امید به بخشش داشت.

چقدر عجیبه 10000 تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه ، اما وقتی با همون پول به خرید می رویم،کم به چشم میاد.


برای آنان که مفهوم پرواز را نمیفهمند ،هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر میشوی


زن مخلوقی است که عمیق تر میبیند و مرد مخلوقی است که دورتر میبیند


بهترین روزهایت را به کسانی هدیه کن که بدترین روزها در کنارت بودند



به این زودی

به این زودی از اومدن به وبلاگ خسته شدید ؟؟؟؟؟؟؟؟

اون صمیمیت وبلاگمون کجاست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آمار بازدید از حدود 570 به حدود 70 رسیده !!!!!!!!

وقتی اومدم به وبلاگ سردم شد دیگه اون گرمی رو احساس نکردم

واقعا که نباید به این دنیا دل بست

اصلا میدونی چیه وبلاگمون شبیه اون خونه قدیمیه متروکه

که وقتی میای توش خاطرات مرده ی گذشته زنده میشه

وبعد بغض گلوتو میگیره و میخوایی خفه شی

بچه ها کجاااااایییییییییییییییییددد؟؟؟؟؟؟؟؟


کوه


ادامه نوشته

خواندنیست...

عمریست نشسته ام پای لرز خربزه هایی که نمیدانم کی خوردمشان



ادامه نوشته