کوه
ای کوه فرو ریخته ی بی هوش
خاموش نمان نخواه منو خاموش
ای دل زده از روز و شب برفی
با عاشق مضطرب بزن حرفی
با من که شدم واست سرا پا گوش
حرفی بزن ای کوه نمون خاموش
دلگیره چقدر تموم دنیا بی تو
تا کی نبینم روزای آفتا بی تو
گفتن داری میری از پیشم این راسته
این راسته خدا تورو صدا زد ، خواسته
هرچند که دوری از تو واسم مرگ
مرگت نفسای آخر این برگ
این برگ خزون زده همین پاییز
این عاشق از اشک پر و لبریز
اما به خدا سپردمت محبوبم
تو خوبشه حالت به خدا من خوبم
اما نبر از یاد به یادت بودم
یادی کن ازم که بی تو من نابودم
گاهی اگه شد بیا سراغم تو خواب
ای خواب پریده از چشای بی خواب
ای خواب پریده از چشای بی خواب
+ نوشته شده در جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱ ساعت 19:2 توسط میثم رسولی
|